تبليغاتX
MoOShI -
چوب بستنيم دستم بود....از اتاقم اومدم بيرون داشتم مي رفتم سمت آشپسخونه كه ديدم رو كاناپه بنفشه نشسته و منو نگاه مي كنه...

گفت:

-دماغت چرا قرمزه؟

-پنجره اتاقم باز بود....

-اين چيه؟

-نسكاله! 400 تومن پولشه ها اينجوري نيگا نكن!

-بستني مي خوردي تو اين سرما؟؟ با پنجره ي باز؟؟

-ام م م م م ...

-فك كردم فقط من همچين كاري مي كنم!

-هه! خوبي!
+ تایپیده شده توسط :-?? در سه شنبه 1386/11/09 و ساعت 16:51 |