امروز يه دختري ديدم
داشت فيريز مي شد
دستاش يخ زده بود
دماغش قرمز شده بود
داشت همين جوري سگ لرز مي زد
صداي ترق ترق دندوناش كه مي خورد به هم رو مي تونستم خيلي راحت بشنوم
داشت بستني مي خورد
تو اون سرما...
خيلي احمق بود واقعا متاسفم واسش...
مي دوني كجا ديدمش؟
توي شيشه ي رفلكس در يه خونه...!
وقتي بدوني، ببيني، با چشاي خودت، كه يكي كه دوسش داري
داره اشتبام مي كنه و بش هيچي نگي
مي شه مطمئن شد كه شاس مي زني
من امروز همچين كاري كردم....
من شاس مي زنم...
داشت فيريز مي شد
دستاش يخ زده بود
دماغش قرمز شده بود
داشت همين جوري سگ لرز مي زد
صداي ترق ترق دندوناش كه مي خورد به هم رو مي تونستم خيلي راحت بشنوم
داشت بستني مي خورد
تو اون سرما...
خيلي احمق بود واقعا متاسفم واسش...
مي دوني كجا ديدمش؟
توي شيشه ي رفلكس در يه خونه...!
وقتي بدوني، ببيني، با چشاي خودت، كه يكي كه دوسش داري
داره اشتبام مي كنه و بش هيچي نگي
مي شه مطمئن شد كه شاس مي زني
من امروز همچين كاري كردم....
من شاس مي زنم...
+ تایپیده شده توسط :-?? در دوشنبه 1386/11/01 و ساعت
15:47 |
